خرید بک لینک

هر روز
پیراهنم را اتو میکنم
کفشها را دستمال میکشم
زندگی اما مرتب نمیشود

برچسب: نویسنده: ماهان یزدانی تاريخ: چهارشنبه 18 دی 1398 ساعت: 18:51

اگر به شاخۀ توت سفیدببندند طناب رااین مرگدهان چند نفر را شیرین خواهد کردکوهاشارۀ دشت استبه پرواز پرندههاپس اشارۀ کوچک مراکدام پرنده میبیند، کدام؟به رؤیاست مگرپرندهای بر سرانگشت بنشیندبه رؤیا نیست ا

برچسب: نویسنده: ماهان یزدانی تاريخ: چهارشنبه 18 دی 1398 ساعت: 18:51

برایم آینه ای تازه بفرست
آینه ام چنان پر شد از عکس شکسته ام
که شکست...

برچسب: نویسنده: ماهان یزدانی تاريخ: چهارشنبه 18 دی 1398 ساعت: 18:51

زنگ میزدی
یک تلفن کوچک
دو دقیقهای وسایلم را جمع میکردم
مداد و مسواک و مسکن
نه
مسکن هم بر نمیداشتم
دامن و لباس خواب فقط
بعد
سفر که نه
گم میشدیم.

برچسب: نویسنده: ماهان یزدانی تاريخ: چهارشنبه 4 دی 1398 ساعت: 0:25

من
از میان واژه های زلال
دوستی رابرگزیده ام
آنجا که
برف های تنهایی
آب می شوند
در صدای تابستانی یک دوست

برچسب: نویسنده: ماهان یزدانی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 2:11

بگذار هيجانِ آن خاطره،
غريبىِ اين دلتنگى،
نقشِ اين شادى،
كهنگىِ اين غصه،
رنجِ آن شعر،
سكوتِ اين گمشدگى،
بهاى اين عشق...
بگذار پيچيدگىِ لعنتىِ اين زندگى
تو را به گريه بىاندازد.
بگذار دلش آرام بگيرد كه زنده است؛
او كه از دنياى تو گريخته است
وُ تو در دنياى او از هم گسستهاى.

برچسب: نویسنده: ماهان یزدانی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 2:11

صفحه بندی